علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

تک تک واژگان هر شعری ،
عشقی را بروز میدهند
که نویسنده اش
هنوز هم عاشق است...

پ ن : نظرات شما دوستان عزیز
قوت قلبی ست از جانب قلب مهربانتان
ما را از این مهربانی بی بهره نگذارید...

طبقه بندی موضوعی

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درد و دل» ثبت شده است

عجیب نیست؟؟

فصل عاشقان

مهرش سرد است و آسمانش گریان...

هوایش غمگین و درختانش رو به ارتحال...


نمیدانم!!!!

حال عاشقان چون پاییز و خزان بغض آلود است

یا که پاییز و خزان همچون عاشقان

مجنون است...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

شنبه همان جمعه است

فقط به خاطر بودن با دیگران و در جمع

مجبور است تظاهر به خوشحالی و سرزندگی کند

وگرنه صاحب خانه ی دل که نباشد

شنبه هم دلگیر و دلتنگ است...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

در اوج جوانی

یک دروغ  

یک قسم  

یک عشق

پیر و نابودم کرد...

دروغ "عاشق بودنش"

قسم "عاشق ماندنش"

و عشق من

به قسم ها و دروغهایش...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

گفت بس است

شعرِ تو سنگین ست

غمِ این اشعارت

دردِ بی درمان ست...

خندیدم و گفتم

 تو چه میدانی؟؟

از من

 از منِ عاشق...

به حرف آمد

چشم گریانش ،

تو چه میدانی؟؟

از رفتنِ معشوقه یِ یک عاشق...

حالت بارش چشمانش

نحوه ی گفتن حرفهایش

یادم انداخت مرا

روزی که شدم بی دل و دلدار

روزی که مرا

حال مرا

گریه بود و گریه بود و گریه بود...

روزِ رفتنِ معشوقه یِ یک ، عاشق بود...

خنده ام ساکت شد

گریه اش آرام شد

درد بی درمان را

عاشق بی یار را

دل بی دلدار را

آدم تنها را

درد و دل ، 

درمان شد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

عشق مثل یک انسان در زندگی شماست

میتواند عمیق باشد مثل حضور پدر مادر خواهر برادر

میتواند صمیمی باشد مثل یک دوست

میتواند لحظه ای باشد مثل عبور یک رهگذر 

عشق واقعی را نمیشود فراموش کرد!!

لحظه ای به نبود پدر مادر خواهر برادر فکر کنید...

نبود آنها را تا آخر عمر میشود فراموش کرد؟؟؟ خاطراتی که شما با خانواده داشتید تا آخرین روز زندگی با خود همراه دارید

قدر این عشق های واقعی را بدانید

عشق هایی که نه تنها در یک ماه...

نه تنها در 6 ماه...

(ادامه در ادامه مطلب)

  • علی رجبی

خدا رو چه دیده ای؟؟

شاید گناه من

همان نگاه کودکی بود که در ایستگاه

به دنبالم بود...

همان کودکی که با صدایش

در فکر فروش آدامسی به من بود...

و عجله ای که آن موقع همراهم بود...

گناهم شکستن دل همان کودک بود...

همان دلی که ساده و صاف و بی ریا بود...

اما او کودکی بیش نبود

حال بزرگ شده و حتی لحظه ای مرا یادش نیست

ولی چه گیرا بوده است دعایش

باید خدا رو شکر کنم که او مرا فراموش کرده است

با یک دعایش این چنین زندگی مرا وارون کرده است

وای به این زندگی اگر او هر روز و هر شب مرا با آه و نفرینش یاد میکرد...پناه بر خدا...

و اما گناه تو

(ادامه در ادامه مطلب)

  • علی رجبی

می گویند

از هر دست بدهی با همان دست پس میگیری..!!

این من را

این دل را

 مگر با دست خود به تو ندادم؟؟

چرا همان من سابق را

همان دل را

موقع رفتنت

 دوباره پس ندادی؟؟

آمدی و به تاراج دادی

هرچه نامش عشق و دل و من بود

رفتی و به یغما بردی

هرچه نامش عشق و دل و من بود....

#علی_رجبی

  • علی رجبی

دلم گرفته

به اندازه آن تنهایی که

عکس نوشته ای دید با این متن:

"یه عده هم هستن

که همیشه و همه جا تنهان"

تنهایی که اسم خودش را 

در کامنت ها تگ کرده بود...!!

تا این حد دلم گرفته

و

تنهام...

#علی_رجبی

  • علی رجبی
یکی دردِ دلامو می خوند 
گفت: معلومه دلت خیلی پره؟!
خنده ی تلخی زدم و گفتم:
دلم به بودنش ، به حرفاش ، به قول و قرارهاش 
قرص و محکم و پر بود....
حالا که رفته
خالی ترین نقطه ی جهان
همین دله منه...
#علی_رجبی
  • علی رجبی

نشستم روی همان نیمکت آخرین دیدار...

ولی اینبار در شب و تنها

سیگاری بر لب و جستجویی برای آتش

و فکری که غرق در نبود تو بود...

آتشی زیر سیگارم روشن شد

آتشی که شبیه هیچ آتشی نبود...

خیره به رنگهای آتش و مات و مبهوت در زیبایهایش

که صدایی در گوشم گذشت و تکرار شد

صدایی که شبیه هیچ صدایی نبود...

"بکش

بکش که من هم نمیدانستم او بی وفاست

بکش

بکش که من هم نمیدانستم او بی وجدانست

بکش

بکش که من هم نمیدانستم..."

غرق در روشنایی آتش و غوطه ور در صدایی ناآشنا

که سیگارم تا آخر دود شد...

سیگاری که شبیه هیچ سیگاری نبود...

و درد عشقی که پس از خاموشی سیگار باز به سراغم می آمد...

"دردی که شبیه هیچ دردی نبود..."

و

"عشقی که شبیه هیچ عشقی نبود..."

#علی_رجبی

  • علی رجبی