علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

تک تک واژگان هر شعری ،
عشقی را بروز میدهند
که نویسنده اش
هنوز هم عاشق است...

پ ن : نظرات شما دوستان عزیز
قوت قلبی ست از جانب قلب مهربانتان
ما را از این مهربانی بی بهره نگذارید...

طبقه بندی موضوعی

۸۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عاشقی» ثبت شده است

تو را بی پشیمانی

بی انصراف

تو را بی ترس از اشتباه

بی تصور پایان راه ،

تو را چون سفری بی بازگشت به مریخ 

تو را با هیجانی ماندگار

با ذوق و اشتیاقی بی انتها

تو را با تمام احساس آدمِ عاشقِ حوا

تو را 

  • علی رجبی

لحظه ای آمد کنارم ، سرخ شد رخسار من

پلک بستم ، باز کردم ... شد یک آن دلدار من


مات و مبهوتِ صدایش چون پرنده در قفس

ذهن من شد حبس در آوازِ نرمِ سار من


با نگاهش کرد ویران هرچه نامش عقل بود

دل درفشِ عشق بالا برد و شد مختار من


عقل و هوشم خفت در تابِ بلند گیسِ او

دولتی در خواب و او در حال استعمار من


اتهام قتل عمدِ عقل خورده بر دلم

"دوستت دارم" شده تکرار هر اقرار من

  • علی رجبی

به راه افتادن پاهایت

خیابان پشت خیابان زیر ذره بین آفتاب سر به زیر به دنبال کاشی های پیاده روها ، میروی تا که روشن شود اجاق کفش ها تا که خسته شود کاشی های خیابان...

سیصد و چهار ،سیصد و پنج ،سیصد و شش ...

گوشه ای می نشینی تا که آب شود بخار 

  • علی رجبی

عجیب نیست؟؟

فصل عاشقان

مهرش سرد است و آسمانش گریان...

هوایش غمگین و درختانش رو به ارتحال...


نمیدانم!!!!

حال عاشقان چون پاییز و خزان بغض آلود است

یا که پاییز و خزان همچون عاشقان

مجنون است...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

هرچه از آن من بود سد راهش شد تا بماند ؛

این من

این دل

این غرور و احساسم...

سدشکن خوبی بود یا که سد من خوب نبود؟؟؟

#علی_رجبی

  • علی رجبی

گاهی وقتها که از دیدن صحنه ی دردناکی

منظره ی غمناکی

فیلم درامی

از دیدن محتاج دست درازی در کوچه و خیابانی

از بی وفایی معشوقه ای نزد عاشق و مجنونی

از دیدن جان دادن حیوانی

از خاموشی جوان ناکامی

دلگیر میشوم

باران میشوم

غم و اندوه میشوم ، 

خوشحال میشوم که وجودی به اسم "دل"

درونم

زندگی میکند...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

غبطه میخورم که چرا دیر به دنیا آمده ام ، آری دیر...

آنقدر دیر که مزه ی تلخی این حسرت حسابی لابه لای خرده های تکه شده ی دلم مانده است...

کاش و اِی کاش که من هم به زمان پدر و پدرانمان دنیا را برای اولین بار میدیدم

آری میدانم ، نه اینترنتی بود و نه حتی کوچکترین امکاناتی که بشود با آنها زندگی روزمره ی خود را به راحتی گذراند ، میدانم که حتی نانی هم برای خوردن نبود، حتی از جاهلیت آن دوران هم باخبرم

ولی نمیدانید 

  • علی رجبی

دوستت دارم هایش را جمع کرده ام ،

درون دفتری نوشته ام تا یادم بماند...

رفته است و به یادش باز کرده ام دفتر عاشقی را

تا مرور کنم عشق دوران قدیمم را...

هزاران دوستت دارم هست ولی 

جز اولی

مابقی عادتی بود تکراری...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

میبینی جانم

نمیشود..!!

نمیشود چیزی را که سالها به نام کسی ست را

به راحتی به نام دیگری زد...

فکرش را بکن

آن چیز "دل من" باشد که یک عمر

به "نام تو" سند خورده باشد...

به همین خلیج تا ابد فارس قسم

محال است شدنش...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

هزار شب قصه بافتی تا بگویی 

عاشق و دلباخته و مجنون و دلدار منی ؛

تا یکمین روز 

پس از آن هزاره ی شب ، بروی

تا بگویی قصه هایت همگی 

فانتزی بود و دروغ و ساختگی ؟؟!!

#علی_رجبی

  • علی رجبی