علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

تک تک واژگان هر شعری ،
عشقی را بروز میدهند
که نویسنده اش
هنوز هم عاشق است...

پ ن : نظرات شما دوستان عزیز
قوت قلبی ست از جانب قلب مهربانتان
ما را از این مهربانی بی بهره نگذارید...

طبقه بندی موضوعی

۵۰ مطلب با موضوع «مینیمال» ثبت شده است

تلخ یعنی

نبود خنده های شیرین یارت

هنگامی که بیفتد یادت

به یادش...

و تلخ تر از آن تلخی

هنگامی ست که عشقت

پیِ عشقش

مدت ها

رفته باشد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

گمان می بردم 

که دوران تیره و تار حاکمان ظالم 

گذشته است...

تا که شب را

دور از تو

زیر بار ظلم رفتنت

تیره تر از گذشته می بینم...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

قسمِ جانِ من و جانِ خودش خورد

"میمانم..."

قسمِ جانِ خدا خورد

میماند...

جانِ من هیچ

جانِ خودش در خطر است

خدا هم هیچ

روزگار رحمش کند...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

به هر دری زدم که قفل داشت...

یاد مادرم افتادم!!

یاد دعاهایش!!

که همیشه شاه کلیدی 

از سوی خدا 

در دست داشت...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

بعد از شکسته شدن دلم ،

تنها شکستی که دلم را

ناامید میکند ،

شکسته شدن چوب خداست...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

چه فرق دارد که امروز

پنچ تا شنبه باشد

یا که یک جمعه؟!؟

آدمی که دلمرده باشد

یا که یارش کنارش نباشد ،

روزهای هفته 

هر چه باشد یا نباشد

فرقی دیگر

ندارد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

انقراض عشق

یا که نام دیگرش وفاداری ،

بزرگترین

انقراض تاریخ بشریت است

که انسان های امروزی

به چشم خود دیده و 

لمس کرده اند...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

من باشم و صبح باشد و هوس یک بوسه و عشق بازی

حیف ،

حیف در این حس 

در این عشق

جای تو خالی ست...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

در اوج جوانی

یک دروغ  

یک قسم  

یک عشق

پیر و نابودم کرد...

دروغ "عاشق بودنش"

قسم "عاشق ماندنش"

و عشق من

به قسم ها و دروغهایش...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

عاشقم که شد

باورش سخت بود و بال درآوردم

خواستم که به آسمان هفتم بپرم

ولی قفس آغوشش...

لعنت...

لعنت به هرچه رفتن است

جای حبس شدن در آغوشش ،

رفتنش دلگیر و زمین گیرم کرد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی