علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

تک تک واژگان هر شعری ،
عشقی را بروز میدهند
که نویسنده اش
هنوز هم عاشق است...

پ ن : نظرات شما دوستان عزیز
قوت قلبی ست از جانب قلب مهربانتان
ما را از این مهربانی بی بهره نگذارید...

طبقه بندی موضوعی

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عاشقانه» ثبت شده است

دیگر هیچ انتظاری از هیچ ماه هیچ سالی نیست...

آنکه عاشق بود 

عاقبت رفت...

آنکه معشوق بود هم رفت...

آنکه گرم و با معرفت بود

ادعای مرام داشت

خیلی وقت است رفته است...

آنکه زیبا بود و در اصطلاح با دیگران کمی فرق داشت را 

هنوز نمیدانم چه وقت

واقعا رفت...

این یکی که را که هیچ کس واقعا از نزدیک ندیده است و نمی شناسد

یا اگر دیده است دیگر نیست که از واقعیت اش بگوید...

اردی"بهشت"...!!!

دل نبند آدم و حوا

حتی این بهشت هم خیلی زود میرود...

خاصیت زندگی ما همین است

هیچ کس نمی آید که واقعا بماند...

هیچ کس صرف فعل "ماندن" را نمیداند...

عذاب واقعی همین بیسوادی ما و این فصل هاست

همین آذر و اسفند و مرداد و فروردین و اردیبهشت و فصل مفصل قسم های او

که فقط "رفتن" را در تقویم ژولیده پولیده ی زندگی من

خط خطی کردند و رفتند...

آری...

جهنم واقعی همین اردی بهشت های بعد از اوست...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

تو را بی پشیمانی

بی انصراف

تو را بی ترس از اشتباه

بی تصور پایان راه ،

تو را چون سفری بی بازگشت به مریخ 

تو را با هیجانی ماندگار

با ذوق و اشتیاقی بی انتها

تو را با تمام احساس آدمِ عاشقِ حوا

تو را 

  • علی رجبی

لحظه ای آمد کنارم ، سرخ شد رخسار من

پلک بستم ، باز کردم ... شد یک آن دلدار من


مات و مبهوتِ صدایش چون پرنده در قفس

ذهن من شد حبس در آوازِ نرمِ سار من


با نگاهش کرد ویران هرچه نامش عقل بود

دل درفشِ عشق بالا برد و شد مختار من


عقل و هوشم خفت در تابِ بلند گیسِ او

دولتی در خواب و او در حال استعمار من


اتهام قتل عمدِ عقل خورده بر دلم

"دوستت دارم" شده تکرار هر اقرار من

  • علی رجبی

عجیب نیست؟؟

فصل عاشقان

مهرش سرد است و آسمانش گریان...

هوایش غمگین و درختانش رو به ارتحال...


نمیدانم!!!!

حال عاشقان چون پاییز و خزان بغض آلود است

یا که پاییز و خزان همچون عاشقان

مجنون است...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

هرچه از آن من بود سد راهش شد تا بماند ؛

این من

این دل

این غرور و احساسم...

سدشکن خوبی بود یا که سد من خوب نبود؟؟؟

#علی_رجبی

  • علی رجبی

بیچاره پاییز!!

برای جبران بی مهری آدمیان

برای دلخوشی دل عاشقان

چه سخت مجبور است 

برای دیگران

 "مهرابان" باشد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

گاهی وقتها که از دیدن صحنه ی دردناکی

منظره ی غمناکی

فیلم درامی

از دیدن محتاج دست درازی در کوچه و خیابانی

از بی وفایی معشوقه ای نزد عاشق و مجنونی

از دیدن جان دادن حیوانی

از خاموشی جوان ناکامی

دلگیر میشوم

باران میشوم

غم و اندوه میشوم ، 

خوشحال میشوم که وجودی به اسم "دل"

درونم

زندگی میکند...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

گیریم که باز عاشق و دلباخته ی خَلقی بشویم

ز کجا پیدا ،

یار باشد و یار ماند و ماندن بداند؟؟

#علی_رجبی

  • علی رجبی

دلی در حوالی کوچه پس کوچه های عشق

نزدیک خیابان خزان

روبروی پارک برگریزان

لابه لای نم نم باران

گمشده است...

از یابنده تقاضا میشود

نیمه ی گمشده ی مرا

به سوی جاده ی عشق

به سمت خانه ی دل

روانه کند...

مژدگانی شما محفوظ است...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

ساعت هم به عقب برگشتن و جبران کردن را میداند

ولی توی مثلا آدم 

نه...

#علی_رجبی

  • علی رجبی