علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

تک تک واژگان هر شعری ،
عشقی را بروز میدهند
که نویسنده اش
هنوز هم عاشق است...

پ ن : نظرات شما دوستان عزیز
قوت قلبی ست از جانب قلب مهربانتان
ما را از این مهربانی بی بهره نگذارید...

طبقه بندی موضوعی

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رفتن» ثبت شده است

همه مزه های دنیا را چشیده ام

حتی تنهایی

عاشقی

بی وفایی...

فقط مزه ی "ماندن یار" ماند

که مزه مزه کردنش

به دلم ماند...

آخ...

آخ که به یاد یارم

دلم برای بودنش

آب افتاد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

نوشته بود

"من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغمان تبر است"

مینویسم

من از تنه ی تنومند درختان باغمان فهمیدم

تا زندگی هست

باید زندگی کرد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

دل به دریا زدن

مگر همان نبود که آمدم و گفتم

دوستت دارم؟؟

پس چرا سر از بیایان در آوردم

وقتی تو را

دست در دست دیگری 

یافتم...؟!؟

#علی_رجبی

  • علی رجبی

حق با پدرم بود

طلب ، گنج است...

اگر جایی طلبی داشتی و تلاش کردی و ندادند

خودت را ناراحت نکن

چرا که طلب ، گنج است

روزی هست که مجبورند حق تو را بدهند

روزی که شاید خیلی ها به آن روز اعتقادی نداشته باشند

ولی 

  • علی رجبی

رفت و دیگر از مرگ 

ترسی نیست...

مگر مرده را از مردن

 هراسی ست؟؟

#علی_رجبی

  • علی رجبی

آمد و

خندید...

عاشق شد و

خندید...

عاشقم کرد و باز هم

خندید...

خاطره ها ساخت و هر بارش

خندید...

نماند...

رفت و آخرین بار هم

خندید...

امان از خنده هایش

چه موقع آمدن و

چه موقع رفتنش

یکی قند در دل آب کرد و یکی دیگر

بر زخم دل

نمک زد...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

بین این دل نفهم و عقل گیر کرده بودم

تنها راهش همانی بود که هم دلم هم عقلم

موافق آن بودند

تسبیح مادرم را برداشتم

همانی که همیشه لابه لای جانمازش بود

همانی که میگفت مبترک شده است...

تصمیم درستی بود

شروع کردم

میبخشم

نمیبخشم

میبخشم

نمیبخشم...

بین بخشیدن و نبخشیدنت

بین دل و عقلم گیر کرده بودم

فقط

  • علی رجبی

آش دهان سوزی نبود ، بودنش

ولی 

بد دلی سوزاند ، رفتنش...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

بعضی ها ، آدمها را مثل قرص می بینند

قرص های آرامش بخش

این بعضی ها برای آرام شدن و داشتن آرامش با شما وارد رابطه میشوند

و وای به روزی که نتوانید آرامشان کنید

شما را مانند یک پوکه خالی قرص دور میریزند

و در اولین و نزدیک ترین مکان ممکن قرصی دیگر برای خود تهیه میکنند...

این بعضی ها اصلا به شما و دل شما توجهی ندارند

بلکه 

  • علی رجبی

رفتنت را محالی بود غیرممکن!!

محال و غیرممکن را میشود باور کرد

رفتنت را هرگز...

#علی_رجبی

  • علی رجبی