علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

نوشته ها و دلنوشته های علی رجبی

علی رجبی

تک تک واژگان هر شعری ،
عشقی را بروز میدهند
که نویسنده اش
هنوز هم عاشق است...

پ ن : نظرات شما دوستان عزیز
قوت قلبی ست از جانب قلب مهربانتان
ما را از این مهربانی بی بهره نگذارید...

طبقه بندی موضوعی

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوشته ی ادبی» ثبت شده است

روزها 

از پس آن رفتن تو ، می گذرد...

غرق شعر بودیم

بلکه این غم دوری

این حالت روحی ، در گذرد...

شب ها اما

خاطره های با تو بودن

از چشمِ دل من ، می گذرد...

چه سر و سری داری تو با شب های تنهایی من؟!؟!

که شب های بعد تو

در فکر خاطره های تو

آرزوی مرگ بر دل من می گذرد!!!

#علی_رجبی

  • علی رجبی

"عشق"

لذتی اشک آور

سودی زیان آور

مُسکنی درد آور

محبتی عذاب آور

دارویی اعتیاد آور

معجزه ای ترس آور

آغوشی وحشت آور

آرامشی استرس آور

و

حیاتی مرگ آور است...

قبل از قدم نهادن در این جاده ی مبهم

از عشق همسفر خود مطمعن باش

نکند این مسیر به پایان برسد

درحالی که آوارها به دوش کشیده ای...!!

در حالی که زنده ای ولی مرده ای...!!

در حالی که تنها بازمانده ای...!!

نکند این مسیر به پایان برسد

و دیگر عاشق نشوی...

از عشق همسفر خود مطمعن باش

بعد در این راه قدم بردار...

#علی_رجبی

  • علی رجبی

تا آمدم ماه تو باشم

نور تو باشم

دور تو گردم ؛

روز شد و

عاشق خورشید شدی...

عجب روز و شب بی قید و بندی...!!!

#علی_رجبی

  • علی رجبی

با تیکه بر 

"دوستت دارم" هایت

نقشه ی خانه ی آینده خویش را 

با تو کشیدم...

و با اعتماد بر

"قول و قرار" هایت

با دل و جان 

دیوار به دیوار این خانه را

 برای تو بنا نهادم...

حال که نقشه ی رفتن کشیدی

بمان و بگو...

به چه تکیه زنم؟!؟

به چه اعتماد کنم؟!؟

به دیوار های این خانه که با قول و قرار تو ساختم...؟!؟

یا

به این آینده ای که با حرفای تو ساختم...؟!؟

#علی_رجبی

  • علی رجبی

با تو نقشه ها در خیالم کشیده ام

زندگی با تو را در رویا نقاشی کشیده ام

دور از منی و کشیدنی ها را کشیده ام

ناز تو

درد

عذاب

فریاد

نم

سی گار

سی گار

و سیگار...

#علی_رجبی

  • علی رجبی